تصاویر نشانه گزاری شده (321)
 
وضعیت
مریم لعنت به همه ی قانون های دنیا


که در آن شکستنِ دل


پیگردِ قانونی ندارد.
ویرایش شده در 2 ماه پیش
حالت من
انتخاب حالت mehrabon
محبوبیت
دوستان آنلاين
آمار
قدرت پروفايل : 68%
نوع کاربریتمام کاربران
شبکه :پیش فرض
بازدید از پروفایل :9246 بازدید
دوستان :542 نفر
ویرایش شده در 22 ساعت پیش
تاریخ ثبت نام:27/8/1389
دنبال شدگان (41)
MOJTABA  پروفایل ♥مهدی♥  پروفایل :p Arefeh :p  پروفایل مسعود  پروفایل Hach  پروفایل ♥  Moji  ♥  پروفایل
دنبال کنندگان (118)
MOJTABA  پروفایل ♥مهدی♥  پروفایل :p Arefeh :p  پروفایل ღ*ღALIREZAღHI BYEღ*ღ  پروفایل مسعود  پروفایل عاطفه  پروفایل
امتیازهای من
رتبه امتیاز من : 8
رتبه من : برترین برترین های کلوب ایران
کل امتیازات من : 1082069 امتیاز
موزیک : مریم *****
لعنت به همه ی قانون های دنیا


که در آن شکستنِ دل


پیگردِ قانونی ندارد.
پروفایل
دوستان
نظرات
جوﮎها
ديوار
روزنوشتها
وبلاگها
ﭘﺮﺳﺶﻭﭘﺎﺳﺦ
هدايا
بیشتر . . .
 
اطلاعات عمومی
نام :
مریم
نام خانوادگی:
پیام ضروری:
اشتباهي كه همه عمر پشيمانم از آن اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم پيش از اين مردم دنيا دلشان درد نداشت ..... ؟! خودمانيم ... !!! زمين اين همه نامرد ند
تاریخ تولد: (38سال)
جنسیت:
وضعيت تاهل:
متاهل
دین:
اسلام
كشور:
iran
سیگار:
نمی کشم
هدف از عضويت:
ارتباط با فاميل و دوستان, وقت گذراني در اينترنت, استفاده از مطالب و مقالات
درباره من:
اینجا یک کشور است با قوانین مخصوص به خود، وارد آن که شدی ناچاری قوانین نانوشته‌اش را رعایت کنی در غیر این‌صورت به سختی مجازات خواهی شد.
من، وقتی که وارد این کشور اسرارآمیز شدم، چه چیزها که ندیدم و چه حرف‌ها که نشنیدم، زبان، همان زبان مادری‌ام بود با تغییرات مختصری در لهجه و نوع گویش، اینجا که می‌آیی باید یاد بگیری مختصر و خلاصه حرف بزنی و وقت زیادی صرف استفاده از برخی صامت‌ها و حتی مصوت‌هایی نکنی که بدون آنها هم کار حرف زدن آدم راه می‌افتد.
بله، اینجا یک کشور است اما نمی‌دانم با چه تعداد جمعیت که اتفاقاً روز به روز هم بیشتر می‌شود، اینجا از مرگ و میر خبری نیست بلکه کاهش جمعیت حاصل انصراف‌های داوطلبانه افراد از عضویت است! زاد و ولد اما (اگر بشود آن را زاد و ولد نامید) چندین برابر میزان مرگ و میر یا همان انصراف است.
اینجا کشور محبوبی است، آدم‌هایش اما به اندازه خودش زیاد محبوب نیستند، شاید.
بعضی از ساکنان این کشور خارق‌العاده که اتفاقاً تعدادشان هم اصلا کم نیست، افرادی هستند که وقتی با آنها معاشرت می‌کنم از خدا می‌خواهم ای کاش لالشان می‌آفرید تا اینقدر لغو نگویند، حالا که قدرت تکلم دارند، هرچه که به ذهن قاصرشان می‌رسد، می‌گویند تا مبادا لال از دنیا بروند!
این جور آدم‌ها گاهی دل تو را با کیسه بوکس اشتباه می‌گیرند و آنقدر می‌زنند و می‌زنند تا دلزده شوی! و وقتی دلزده شدی، دیگر هیچ جذابیتی نمی‌تواند تو را به بیشتر ماندن ترغیب کند.
بعضی دیگر اما، همیشه پای خود را به اندازه گلیم‌شان دراز می‌‌کنند، اما افسوس که جاذبه این دسته به قوت دافعه دسته اول نیست تا مانع دلزدگی تو شود.
حس می‌کنم باید این جمله از کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول را نقل کنم که می‌گوید: «می‌فهمم چگونه، ولی نمی‌فهمم چرا!» نمی‌فهمم چرا با وجود اکراهی که در به‌کارگیری لهجه غریب این کشور داشتم اما این لهجه اکنون به حرف زدن‌های روزانه‌‌ام راه یافته و در خیلی از مکالماتم از آن استفاده می‌کنم، می‌ترسم، می‌ترسم از رنگ پریدگی حقیقت، می‌ترسم از سلطه مجاز بر واقعیت! احساس می‌کنم این سلطه، سلطه کثیفی است که باید تا دیر نشده دست از آن بشویم، وگرنه باید تا همیشه ننگ آلوده بودن دستانم را به جنایتی که در حق حقیقت مرتکب شدم بر دوش بکشم! آنوقت است که خسته و درمانده، با دست‌هایی آلوده و حقیقتی رنگ باخته، خود را به ساحل زندگی می‌زنم، در گل و لای ساحل می‌غلتم و ساعت‌ها در زیر آفتاب سوزان می‌مانم و آرزو می‌کنم..... ای کاش یک نهنگ بودم!
اقامتم در اینجا دیگر طولانی شده ‌است، هرچه بیشتر می‌مانم، خسته‌تر می‌شوم، لذت‌ها تکراری شده‌اندٰ جذابیتی ندارند دیگر، خاطراتم هرروز از من دور و دورتر می‌شوند تا جاییکه کم کم رنگ آرزو به خود می‌گیرند، کاسه حوصله‌ام کوچک شده، زود سرریز می‌شود، از آدم‌هایی که عادت دارند کلاه دیگران را بردارند و بر سر خود بگذارند و آن را تا روی چشم‌هایشان پایین بکشند تا مبادا دروغشان را از چشم‌ها بخوانی! حوصله‌ام سررفته از بی حرفی، حرف‌ها زود تمام می‌شوند اینجا، دست آدم خالی می‌ماند همیشه. چاره‌ای نیست جز اینکه حرف‌هایمان را پس بگیریم! و این یک عادت همیشگی است که من هم دچارش شده‌ام.
پس.... لطفا حرف‌هایم را پس بدهید! نیازشان دارم، برای روزی که بعد از دلزدگی‌های مکرر، بارها و بارها به این کشور محبوب و جذاب و عجیب و غریب و رنگارنگ و .... بازمی‌گردم و تصمیم می‌گیرم تمام این حرف‌ها را از ابتدا بگویم و دیگران گوش کنند و من باز آنها را پس بگیرم و بگذارم دم کوزه مبادا، زمانی که دوباره تشنه ترک کشور محبوبم باشم!
حالا اما وقت بازگشت است، به کشوری که اکنون به وسعت یک دنیاست.
دنیایم را دوست دارم، دنیای مجازی‌ام را دوست دارم، اگرچه حقیقی نباشد، تمام جذابیتش به مجازی بودن‌‌اش است! آدم‌ها و قوانینش را دوست دارم، لهجه من درآوردی‌اش را دوست دارم، بودن در این دنیا را هم دوست دارم، به قدر چند لحظه حتی.
دنیای مجازی من یک دنیای شگفت‌انگیز است.
==========================

خدایا به همه آدم های بیرحمت بگو..دل سنگی من روزی از جنس شیشه بود... خدااااااااااااااااااااااا اااااااااااا... چرا حالا نیستی؟تا جواب ادم ها رو بدی؟ خدا من به جرمی عذاب میدهند و شکنجه ام میکنند؟ خدا آنها نمیدانند..اگر آنها راز دلم را میدانستند از عذاب وجدان وشرم تهمت هایی که به من زدند..میمردند.. بخدا آگر درک میکردند...نفس کشیدن براشون سخت بود.. اما افسوس نمیدانند راز دل خسته ام را.... من محکوم ام به شنیدن زخم زبان های مردم دنیا... خیالی نیست خدا...تو هم خودت را به بی خیالی بزن... من بار اولم نیست میشکنم.. من به شکسته شدن عادت کرده ام... فقط خدایا به من بگو...
جرم من خسته دل چه بود؟ کجا شکسته ام که اینگونه در شکستن طلسم شده ام؟ آی ادم ها ...طعنه هایتان را هم کمی
برای بعد از مرگم نگه دارید..بگذارید آسوده زندگی کنم
علاقه مندي ها
آيا مذهبي هستيد؟:
تا حدودی
چه طور لباس ميپوشيد؟:
سنگین
به سياست اهميت ميدهيد؟:
خیر
آيا آدم پر رفت و آمدی هستيد؟:
بله
قدم زدن دونفره را دوست داريد؟:
بله
غذاهای مورد علاقه:
همه چي.عاشق آشپزي
بازي های مورد علاقه:
بازیهای فکری
كتاب های مورد علاقه:
می گویند اینجا دنیایی مجازی است . . . و هستند کسانی که از دنیای واقعی خسته شده اند . . . اما اینجا هم دل بستن هست . . . و اینجا دردها لمــــــــس نمی شوند، فقط احســــــــاس می شوند اینجا روزگــــارش زیاد بی رحم نیست . . . و دل کندنش آسان تر است . . . اینجا هـــــم . . . فقط یک اسم می ماند از تـــــــو . . .
موزيك های مورد علاقه:
پاپ-مجيد يحيايي وامين فياض وآهنگهاي غمگين
اطلاعات تحصيلي
رشته تحصيلي:
ادبیات
آخرين مدرك تحصيلي:
دیپلم
اطلاعات ظاهري
دیگران می گویند:
........