یه روز به یه معتاد میگن با بیژن جمله بساز... میگه زندگی بی ژن نمیشه. ..
به ترکه ميگن از چه گلي خوشت مياد؟ميگه اقاقياوميگن خوب همين رو بنويس:ميگه غلط كردم بابا رز
غضنفر دكمه اي پيدا كرد و برد پيش خياط. - آقا ميخوام براي اين دكمه يك كت بدوزيد!!!
میخوامت به خاطر اونت ! ...
اون چیزه نازت ، میدونی که چی میگم !...
اونتو میگم ... اونیکه زیر لباسته ...
..
..
..
اون قلب مهربونت
حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!
روزی از ميلتون ؛ شاعر معروف انگليسی پرسيدند :چرا وليعهد انگلستان می تواند در چهارده سالگی بر تخت سلطنت بنشيند و سلطنت کند ؛ اما تا هيجده سال نداشته باشد نمی تواند ازدواج کند ؟؟ گفت : بخاطر اينکه اداره کردن يک مملکت از اداره کردن يک زن بمراتب آسانتر است
به ترکه میگن تا حالا گول خوردی؟ میگه آدم که گول نمیخوره! گول آدمو میخوره !
لره میره دانشگاه به دو دلیل می فهمن لره: ۱-سامسونتشو تو زنبیل میذاشته ۲- وقتی استاد تخته رو پاک میکرده اونم دفترشو پاک می کرده
به خروسه میگن : چرا معتاد شدی؟ میگه اگه زنتو لخت کنن بزارن پشت ویترین معتاد نمی شی !
غضنفر نمیتوانند با ۱۱۰ تماس بگیرند .چون کلید ۱۱ رو روی تلفن پیدا نمیکنند!
قاضی: چرا دست کردی تو جیب این آقا
غضنفره: جناب قاضی خیال کردم جیب خودمه
قاضی: پس چرا پول هاش رو برداشتی
غضنفره: یعنی اختیار جیب خودم رو هم ندارم!!!
دو تا احمق داشتن تو یه ماشین بمب کار میذاشتن یکیشون به اون یکی میگه: اگه این بمب الان منفجر شه چی کار کنیم؟ اون یکی میگه نگران نباش من یکی دیگه دارم!!!
دو نفر میرن یک رستوران کلاس بالا، دو تا نوشابه سفارش میدن، بعد هم یکی یه ساندویچ از کیفشون درمیارند، شروع میکنند به خوردن. گارسونه میاد میگه: ببخشید، شما نمیتونید اینجا ساندویچ خودتونو بخورید. اونها یک نگاهی به هم میکنند و ساندویچاشونو باهم عوض میکنند