تصاویر نشانه گزاری شده (78)
 
وضعیت
مریم هیچی
ویرایش شده در 7 ماه پیش
حالت من
انتخاب حالت mehrabon
محبوبیت
آمار
قدرت پروفايل : 59%
نوع کاربریتمام کاربران
شبکه :پیش فرض
بازدید از پروفایل :3253 بازدید
دوستان :433 نفر
ویرایش شده در 3 روز پیش
تاریخ ثبت نام:29/9/1389
دنبال شدگان (6)
ήίήά  پروفایل Behnam  پروفایل Milad  پروفایل :X:X:XSHabnam  پروفایل NAZI  پروفایل سیاوش  پروفایل
دنبال کنندگان (56)
MOJTABA  پروفایل ♥Javad  پروفایل ♥مهدی♥  پروفایل Behnam  پروفایل :p Arefeh :p  پروفایل Hamid  پروفایل
امتیازهای من
رتبه امتیاز من : 85
رتبه من : پیش کسوت کلوب ایران
کل امتیازات من : 141150 امتیاز
موزیک : مریم آرام
هیچی
پروفایل
دوستان
نظرات
ديوار
روزنوشتها
وبلاگها
هدايا
گالریها
مقالات
 
اطلاعات عمومی
نام :
مریم
نام خانوادگی:
پیام ضروری:
زِ بودنم چه اَفزود؟ نبودنم چه کاهد؟ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
تاریخ تولد: (30سال)
جنسیت:
وضعيت تاهل:
متاهل
هدف از عضويت:
ارتباط با فاميل و دوستان, پيدا كردن دوست جديد, پيدا كردن دوستان قديم, وقت گذراني در اينترنت, استفاده از مطالب و مقالات
درباره من:
تا حالا دلتنگ کسی شدی؟ اصلا میدونید دلتنگی چیه ؟

بزرگترین دلتنگی اینه که بدونی اون کسی که دوسش داری هیچ وقت مال تو نمیشه . اینکه بدونی یه روزی از کسی که دوسش داری باید جداشی حالا چه بخوای چه نخوای

تا حالا فکر کردی خوشبختی یعنی چی ؟

خوشبختی یعنی اینکه یکی یه گوشه دنیا باشه که دوست داشته باشه یکی باشه که پناه خستگی هات باشه یکی باشه که نگاهش وجودتو گرم کنه

تا حالا فکر کردی آرامش یعنی چی؟

آرامش یعنی اینکه همیشه ته دلت مطمئن باشی که توی سینه کسی که دوسش داری یه خونه گرم داری

تا حالا فکر کردی زندگی یعنی چی؟

زندگی یعنی اینکه همه عمرت تلاش کنی و جون بکنی برای بدست آوردن اونچیزی که بهش ایمان داری زندگی یعنی اینکه خودتو دوست داشته باشی برای اینکه توی دلت عشق اون هست
حالا به خودت فکر کن ! خودتو تا حالا معنی کردی ؟ و انسان یعنی همیشه انتظار … انتظار … انتظار ….

بگذار یاد عاشقانه ترین دلواپسی هایم خط نخورده باقی بمانند تا همیشه...
گفته بودم اگر نگاهم نکنی تمام شعرهایم یخ می زنند
و اسیر طعنه ی ثانیه ها می شوم
حالا نمی دانم تکلیف خیس خیال و خاطره هایم بی تو چه می شود؟
فقط خدا کند ارزوهایم در بیابان تنهایی با طوفان غرور تو کمرنگ نشوند
ان وقت من می مانم و زندگی زیبایم که به دنیای چشمان تو باختم...
باور کن نگاهم را التماس چشمهایم را
دوست داشتن و معجزه ی عشق را
با هر نفس تو را تکرار میکنم ای اشنای غریب لحظه هایم
کاش می شکستی سکوت صدایت را
تا فریاد طوفان عشق را در تو بیدار کند
دست هایم به سرد

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو ام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادی‌ام بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگی‌ها کرده پاک
ای تپش‌های تن سوزان من
آتشی در سایۀ مژگان من
ای ز گندم‌زارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه‌ها پُر بارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
با تو ام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست
این دلِ تنگِ من و این بار نور؟
های هوی زندگی در قعر گور؟
ای دو چشمانت چمن زاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمی‌انگاشتم
درد تاریکی‌ست دردِ خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سرنهادن بر سیه‌دل سینه‌ها
سینه آلودن به چرکِ کینه‌ها
در نوازش، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن
زر نهادن در کفِ طرارها
گم‌شدن در پهنۀ بازارها
آه ای با جان من آمیخته
ای مرا از گور من انگیخته
چون ستاره، با دو بال زرنشان
آمده از دوردست آسمان
از تو تنهاییم خاموشی گرفت
پیکرم بوی هم آغوشی گرفت
جوی خشک سینه‌ام را آب، تو
بستر رگ‌هام را سیلاب، تو
در جهانی اینچنین سرد و سیاه
با قدم‌هایت قدم‌هایم به‌راه
ای به زیر پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گیسویم را از نوازش سوخته
گونه‌هام از هُرم خواهش سوخته
آه، ای بیگانه با پیراهنم
آشنای سبزه‌زارانِ تنم
آه، ای روشن طلوع بی‌غروب
آفتاب سرزمین‌های جنوب
آه، آه ای از سحر شاداب‌تر
از بهاران تازه تر، سیراب تر
عشق دیگر نیست این، این خیرگی‌ست
چلچراغی در سکوت و تیرگی‌ست
عشق چون در سینه‌ام بیدار شد
از طلب پا تا سرم ایثار شد
این دگر من نیستم، من نیستم
حیف از آن عمری که با “من” زیستم
ای لبانم بوسه گاه بوسه‌ات
خیره چشمانم به راه بوسه‌ات
ای تشنج‌های لذت در تنم
ای خطوط پیکرت پیراهنم
آه می‌خواهم که بشکافم ز هم
شادی‌ام یک‌دم بیالاید به غم
آه می‌خواهم که برخیزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم هایهای
این دلِ تنگِ من و این دود عود؟
در شبستان، زخمه‌های چنگ و رود؟
این فضای خالی و پروازها؟
این شب خاموش و این آوازها؟
ای نگاهت لای‌لای سِحر بار
گاهوار کودکان بی‌قرار
ای نفس‌هایت نسیم نیم‌خواب
شُسته از من لرزه‌های اضطراب
خُفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیاهای من
ای مرا با شعور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی
علاقه مندي ها
چه طور لباس ميپوشيد؟:
مدل روز
به سياست اهميت ميدهيد؟:
بله
آيا آدم پر رفت و آمدی هستيد؟:
بله
قدم زدن دونفره را دوست داريد؟:
بله
كتاب های مورد علاقه:
تخیلی، علمی، تاریخی
فيلم های مورد علاقه:
جنایی
ورزش های مورد علاقه:
فوتبال، پینگ پونگ
اطلاعات ظاهري
قد:
167
وزن:
60
رنگ چشم:
قهوه ای
رنگ مو:
مشکی
دیگران می گویند:
دوست داشتنی ام